ترانه سرا:اردلان سرفراز

در تب و تاب رفتنم /به فکر راهی شدنم

تو ای همیشه همسفر / مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس / به هرکس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس / هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس / همیشه تنها بنویس

به آب و خاک، آتش و باد / برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو

میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو

نفس اگر امان نداد / رو‍ی خوشی نشان نداد

رفت و دوباره برنگشت/ مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش / نامه رسان من تو باش

حافظه ی تبار من / نام و نشان من تو باش

بگو حکایت مرا / قصه ی هجرت مرا

توشه ای از غزل ببخش/ راه زیارت مرا

تو جان من باش و بگو / جانان من باش و بگو

به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو

نفس اگر توان نداد / مرا دوباره جان نداد

به این همیشه ناتمام/ زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو / زبان من باش و بگو

بر سر گلدسته عشق / اذان من باش و بگو

بگو که مثل من کسی / به پای عشق سر نداد

از آن سوی آبی آب / خبر نشد خبر نداد

تو جان من باش و بگو…
این ترانه را فرید زولاند براش  آهنگ ساخته و خوانندگان بسیاری به آواز خوانده اند شعرش فوق العاده است
تقدیم خوانندگان وبم.