احمد رضاچروده

احمد چروده

(ahmad41 )

 
 

احمد چروده

1 روز و 5 ساعت قبل
  • دوستان وبچه های دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد آستاراهمراه خودم.خاطره درس متون نظم عربی وتاریخ ج

دوستان وبچه های دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد آستاراهمراه خودم.خاطره درس متون نظم عربی وتاریخ جهانگشا ومرزبان نامه.درمحوطه دانشگاه به ترتیب مقدم فیروزان /ثروت مصافی/ انجامی/دکتراحمد چروده/عارف اشجعی /اکبرشجاعی/انصاری/عباداللهیان،جابر در روزهای آینده تصاویر بهتر هم از دانشگاه وغیر دانشگاه ارائه خواهم داد دکتر چروده

  • ava3

احمد چروده

1 روز و 4 ساعت قبل [بازنشر از آیدین شمس]

و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم ...

چقدر خیالش آسوده است،
چقدر تحملِ سکوتش طولانی‌ست ...

چقدر ...

  • ava3
  • L MAGIDI : سلام.از شمادعوت ميكنم به عضويت در گروه "عكس هاي شخصي خون بهاء شهداست؟" ... با حضورتون شايد دل امام زمانتون هم شاد بشه.اجركم عندالله (تشريف بياريد داخل پروفايلم) (gol) (gol) (gol)

    1 روز و 4 ساعت قبل

احمد چروده

2 روز پیش, 1 ساعت
 

هم میهنان سلام
من هم از امروز عضوی از شبکه اجتماعی هم میهن هستم.

  • ava3
  • ... مشکوة : .. (gol) ..سلام . خوش آمدید .. محبوبیت تقدیم .. (gol)

    1 روز و 5 ساعت قبل
  • آرزو . . . : سلام دوست خوبم محبوبیت تقدیمتون ازتون دعوت میکنم تو گروه خودتون مرجان عضوبشین خوشحال میشیم اولین گروه پروفایلمه منتظرتونیم .

    2 روز پیش, 1 ساعت

احمد چروده

2 روز پیش, 1 ساعت
 

شرجی شانه هاتو حس کردم برای مبارزه با انگلیسی های متجاوز اومدم تا بجگنم تا اینهمه گاز را نتوانند از لبان هر ایرانی صادر کنند .هرچند دیگه این چراغ برامون سویی نداره ،اما کورسویی اش بلد راهمان میشه

  • ava3
  • احمد چروده : خوش آمدی عزیز ارجمند من هم تازه اومدم وگیج شدم نمی دانم چیکار کنم میخوام خودمرا دربین جوان ونوجوان دانشجو واستاد محک بزنم خوش بود گر محک تجربه آید به میان /تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد.چروده

    12 ساعت پیش و 47 دقیقه قبل

احمد چروده

1 روز
 
  • دانشجویان کارشناسی ارشد واحد استارا رشته ادبیات به ترتیب از راست به چپ.ثروت مصافی/جابر عبادالهیان/عا

دانشجویان کارشناسی ارشد واحد استارا رشته ادبیات به ترتیب از راست به چپ.ثروت مصافی/جابر عبادالهیان/عارف اشجعی/دکتراحمدرضا چروده/انصاری هشتجین/اکبر شجاعی/ انجامی/ مقدم فیروزان /که درسال 1394 پایان ترم دوم این عکس گرفته شده است.دانشجویان صمیمی ودوستان ارجمند بنده هستند.برای هرکدام ازاین دوستان که خود منصب ومقامی را برعهده دارند،آرزوی روزگاری خوش وآینده ای پر ازموفقیت می خواهم.وضمنا جناب آقای انجامی با تصنیف های زیبایی که می خواندند کلاس درس ادبیات را با موسیقی سنتی جلا میدادند.ایشان صاحب صدایی بسیار دلنشین وپرجاذبه می باشند.

  • ava3
 
ادامه... دوستان
  • سیدمحمد مدنی بجستانی
  • homeyra .
  • Mina jooon
  • (amir )
  • صفورا -
  • آیدین شمس
  • امیر قاسمی
10 هواداران
بازدیدکنندگان
ادامه... گروه ها

شعرناب،هواداران شعرناب

بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

جمعه ۱۱ دی

 

صفحه شخصی احمدرضانظری چروده

 

احمدرضانظری چروده



احمدرضانظری چروده

-----
-----
-----
  ارسال پیام خصوصی
  مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۴۱

برج تولد:

جوزا

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
۵ روز پیش

آخرین بازدید:

۳ روز پیش

شغل

:
عضوهیئت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد آستارا.استادیار

محل سکونت

:
آستارا

علاقه مندی ها

:
ادبیات ،تاریخ ادبی،عربی القدیم والحدیث،نقد

امتیاز 

:
۶

امشب دوباره آمده ام ، باز هم سلام(زهرا شعبانی)

امشب دوباره آمده ام ، باز هم سلام

من را ببخش مرد غزل هـــــای ناتمام

من را ببخش بابت احساس خسته ام

من را ببخش بابت این فکرهــــای خام

این حرف ها درون دلم درد می کشید

این حرف هــــا وجــــود مــرا داد التیام

گفتی کلافه می شوی از این حضورمحض!

گفتی عذاب می کشی از دست من مدام

گفتی نگاه هــــرزه ی من با تو جـور نیست

گفتی که پاک هستی و این فعل ها حرام!

گفتی و باز گفتی و هی اشک پشت اشک

مابین پلک هــــــای تـــــرم، کــــرد ازدحــام

می خواستــــم فقط بنویسم چرا؟چرا؟

می خواستم بگیرم از این شعر انتقام

اما دلم شکسته تر از این بهانه هاست

خو کرده ام به عادت دنیــــــای بی مرام

من با زبان تلخ تو بیگانه نیستــم

من با هزار درد غم انگیز، آشنام!

شاید غزل هوای دلــــم را عوض کند

شاید رها شوم کمی از این ملودرام

این بیت ها همیشه مرا فاش می کنند

این بیت ها روایت تلخی ست هر کدام...

ادامه نوشته

پذیرش قطعی دانشجو در پنج رشته دکترای تخصصی در دانشگاه آزاد آستارا

پذیرش قطعی دانشجو در پنج رشته دکترای تخصصی در دانشگاه آزاد آستارا

آستارا- ایرنا- سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا از پذیرش قطعی دانشجو در پنج رشته دکترای تخصصی در این دانشگاه خبر داد.

 

آزاد خلیلی موسوی عصر شنبه با اعلام این خبر به خبرنگار ایرنا گفت: دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا در راستای توسعه تحصیلات تکمیلی برنامه های مهمی را در پیش دارد.
وی با اشاره به اینکه متقاضیان تا 9 دیماه سال جاری می توانند با مراجعه به سایت www.azmoon.org نسبت به ثبت نام خود برای شرکت در آزمون مقطع دکترا اقدام کنند ، افزود: در دفترچه آزمون دکترای سال 95 رشته های مدیریت دولتی گرایش مدیریت نیروی انسانی ، مدیریت دولتی گرایش تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی ، صنایع چوب و کاغذ گرایش صنایع خمیر و کاغذ ، صنایع چوب و کاغذ گرایش فرآورده های چندسازه چوب و زبان و ادبیات فارسی جزو رشته های قطعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستاراست.
خلیلی موسوی در ادامه با اشاره به اینکه دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا برای نخستین بار از سال تحصیلی آینده اقدام به جذب دانشجو در مقطع دکترا می کند ، اضافه کرد: هم اینک حدود یک سوم دانشجویان این دانشگاه در 19 رشته کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستند.
وی اظهار کرد: با اضافه شدن رشته های دکترای تخصصی مجموع رشته های دانشگاه آزاد آستارا به 77 رشته افزایش می یابد.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا در سال 1366 تاسیس شده و هم اینک حدود سه هزار دانشجو در مقاطع کاردانی ، کارشناسی و کارشناسی ارشد در این دانشگاه مشغول تحصیل هستند.
شهرستان آستارا در غرب استان گیلان واقع است.ک/

نخستین شعر فارسی وزبان تالشی دکتر شهریار مشکین

نخستین شعر فارسی

آهوی کوهی در دشت چگونه دوذا؟

او ندارد یار، بی یار چگونه بوذا؟

این بیت مشهور از ابوحفص سُغدی، شاعر و موسیقی دان سدۀ سوّم و چهارم ق. است که به قولی، او را نخستین شاعر پارسی گوی دانسته اند (انوشه، حسن. دانشنامۀ ادب فارسی: ادب فارسی در آسیای میانه، 1380، چاپ اوّل، ویراست دوّم، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جلد اوّل/ ص 37).

در این بیت، دو  فعل «دوذا» /davazA/ و «بوذا» /bəvazA/ دارای الفی مانند الف در کلمۀ «گفتا» هستند. این الف به جای شناسۀ سوّم شخص مفرد؛ یعنی «د» به کار می رفته است که ادبا آن را الف اطلاق می نامند.

واژۀ «دوذا» /davazA/ به معنی «جَست و خیز کردن» و کلمۀ «بوذا» /bəvazA/ به معنی «پریدنِ غیر پرنده، جهیدن» است.

دکتر شهریار مشکین

نگاهی به تاریخ و هزاره ی دوم آهوی کوهی سروده شفیعی کدکنی

نگاهی به تاریخ و هزاره ی دوم آهوی کوهی سروده شفیعی کدکنی 
محمد کشاورز بیضایی

نویسنده : محمد کشاورز بیضایی
تاریخ ارسال : بیست و هشتم اسفند ماه ١٣٩٣ 



تاریخ و هزاره ی دوم آهوی کوهی

محمد کشاورز بیضایی

      تأثير دو سويه ی تاريخ بر هنر و هنر بر تاريخ از ديرباز استمرار داشته و خواهد داشت، چرا كه هنر نيز مانند سایر دستاوردهاي بشري، پديده‌اي اجتماعي بوده و عوامل و عناصر آن از تعامل و مناسبات بين انسان‌ها به وجود آمده است.
   مضمون‌هاي تاريخي اگر اصيل باشند حتماً جای خود را در ادبيات باز می کنند. يك موقعيت تاريخي بايد توازي ادبي و هنري خودش را در ساخت ادبيات پيدا بكند؛ و اگر آن را پيدا نكند، آن مضمون در واقع خارج از ادبيات باقي مي‌ماند (براهني، 1380، 23).
بنابراين مضمون ها و رويدادهاي اصيل و واقعي تاريخي، توجه شاعران و نويسندگان را به خود جلب مي‌كند. در شعر نيز، شاعران براي غني‌تر كردن شعر خود و همچنين ثبت برخي از لحظه‌هاي تاريخي از آن بهره‌ مي‌برند.
محمدرضا شفيعي كدكني نيز به مطالعه در تاريخ ايران علاقمند است. در اين راستا، بخشی از ذهنيت وي در اشعارش، از موضوعات و رويدادهاي تاريخي شكل گرفته است.
در مجموعه ی هزاره ی دوم آهوي كوهي در برخي از سروده‌هاي شفيعي نقبي را از دل شاعر به تاريخ و جغرافياي تاريخي ايران مي‌توانيم مشاهده كنيم،‌ از چشم‌انداز برخي از شهرهاي تاريخي چون نيشابور تا اشاره به برخي از رويدادها و حوادث تاريخي كه بر آن شهرها و ايران گذشته است. هزاره ی دوم آهوی کوهی شامل پنج دفتر به نام‌های مرثیه های سرو کاشمر، خطی ز دلتنگی، غزل برای گل آفتابگردان، در ستایش کبوترها، و ستاره ی دنباله دار می‌باشد.عنوان هزاره ی دوم آهوی کوهی از شعر ابوحفص سغدی« آهوی کوهی در دشت چگونه دوزا/ او ندارد يار چگونه بوذا»(صفا،1363، 121-128) گرفته شده است.
از آن‌جا كه شاعر در موقعيت نااميدانة بعد از تجربه‌هاي پي در پي اجتماعي معاصر، از دورة مشروطه تا روزگار خويش است، شكست تاريخي كه جاي خود دارد، پس جاي شگفتي نيست كه تاريخ را «سطل تجربه اي تلخ و تيره» بداند كه با دشواري و اميد تا «آستان روشني روز» مي‌آيد اما «دوباره در دل ظلمت چاه سرد و تر» رها مي‌شود (عابدي، 1381، 84 ـ 85).
تاريخ سطل تجربه‌اي تلخ و تيره است
تا آستان روشني روز آمدن
 پيمودن آن مسافت دشوار با اميد
وانگه دوباره در دل ظلمت رها شدن
                                               (شفيعي كدكني، 1376، 37).
در شعر «هزارة دوم آهوي كوهي» با نگاه به كاشي‌هاي ماوراء‌النهر، گذشته و فراز و نشيب تاريخي ايران در ذهن شاعر مجسم مي‌شود و با بيان و لحن مملو از اندوه و تأثر كه منتج از گذشته‌اي بزرگ و باشكوه از منظر وی است، خواننده را به تأمل و تفكر در تاريخ مي‌كشاند، تاريخ نيشابور، هري، فرغانه و فرخار كه روزگاري بخش‌هايي از سرزمين و تاريخ ايران بوده‌اند. در نگاه شاعر انگار گذشت تاريخي آن شهرها در نقوش بر جاي مانده بر كاشي‌ها گنجانده شده است.
 تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا؟/تا بدانجا که فرو می ماند/چشم از دیدن و لب نیز زگفتار مرا/ لاجورد افق صبح نشابور و هری است/که در این کاشی کوچک متراکم شده است/می برد جانب فرغانه و فرخار مرا... (همان ،29)
در نخستين شعر دفتر «سرو كاشمر» از مجموعه ی هزاره ی دوم آهوي كوهي شفيعي شعري در ستايش حماسه‌سراي بزرگ ايران فردوسي سروده است، كه در خلال آن دردها و ناملايمات تاريخي و فرهنگي ايران را با فردوسي در ميان مي‌گذارد:
اگر در غارت غزها و گر در فتنة تاتار
و اگر در عصر تيمور و گر در عهد اين‌هايي
هماره از تو گرم و روشنيم اي پير فرزانه
اگر در صبح خرداد و اگر در شام يلدايي
چو از دانايي و داد و خرد داد سخن دادي
مرنج ار در چنين عهدي فراموش به عمدايي
                                                   (همان، 16 ـ 17).
شفيعي در شعر «زنان نيشابوري» از مجموعة هزاره ی دوم آهوي كوهي ـ دفتر مرثيه هاي سرو كاشمر ـ توصيفي زيبا و پر مغز از زنان زادگاهش شهر نيشابور عرضه می کند، زناني كه مي‌توان آنان را در هيأت و شكل‌هاي گوناگون در روزها و دوره‌ها مشاهده نمود: در هنگام خوشه‌چيني، در هنگام درو با كودكي در پشت، در ستيز با دشمنان غز، ترك و تتار، پشت بر زين و ... .
مي‌توان در خشكسالي‌ها/ گرد خرمن/ خوشه چينش ديد./مي‌توان با كودكي بر پشت/ در دروزاران و آن گرماي گرم نيمة مرداد/ داغ و سوزان و عرق‌ريزان جبينش ديد./ مي‌توان با چادري فرسوده و تاريك/ نوحه‌خوان برگورها/ زار و حزينش ديد/ مي‌توان در حمله غزياتتاروترك/ در ستيز دشمنان بر پشت زينش ديد/ مي‌توان در آن سفال آبي ساده/ چنگ بر كف/ نغمه‌گر/ چون رامتينش ديد/ نغمه خويش/ از حصار مسجد نور/ ار برآرد/ هر مخالف را كند مغلوب بيدادش/ تاتوان در حلقه شادي نگينش ديد./ اين زن گرد نيشابوري‌ست/ مي‌تواني آن‌ چنان يا اين چنينش ديد/ مي‌تواني بيش از اينش ديد./ (كدكني، 1378، 379 ـ 380)
عناصر¬و¬توصيفات شعر به شكلي نمايشي (دراماتيك) در ذهن مخاطب عبور مي‌كنند. اين توصيفات آنقدر ملموس است كه خواننده در طي مطالعه ی شعر به تصويري زنده و جاندار از زنان نيشابوري دست مي‌يابد.
درشعر «شهر من» از دفتر مرثيه‌هاي سرو كاشمر، شفيعي¬دورنمايي¬ از طبيعت، تاريخ، فرهنگ و سرگذشت شهرش نيشابور را ـ در قسمت‌هاي آغازين شعر ـ متجلي مي‌نمايد.
نيمش از حقيقت و نيـمي زيـادها
شهري‌ست در محاصرة ريگبـادها
نيمي ز باغ‌هايش ويران و زير شن
نيم دگر زابر بـهارند شرمـِگـن
    
سيمرغ ز آسمانـش بگريخــته دور
بسيار كركسانش، هر سوي، در عبور
ريگ روان ز مشرق دروازه‌هاي مرو
خود را كشانده بر سر نيلوفران و سرو
يك پاره‌اش در آن سوي شن‌ها و ريگ‌ها
افتاده در كرانة آن دشت‌ها، رها
...                                  (شفيعي، 1376، 31).
شفيعي با استعانت از دانش و بينشي عميق نسبت به ادبيات، اوزان عروضي و همچنين بهره‌گيري ازمکانیزم های شعری، با زباني شفاف و نرم، موقعيت تاريخي و جغرافياي شرق ايران را در گذشته و حال نشان مي‌دهد.
     به طور كلي، شفيعي در برخي از اشعارش در مجموعه ی هزاره دوم آهوی کوهی، نگاهي با شكوه و در عين حال نوستالوژیک به مظاهر و گذشتة تاريخي ايران دارد كه در خلال آن مي‌توان به نوع نگاه و همچنین عشق و علاقه وی،¬ به مظاهر و اشکال تاریخی ایران واقف شد. شفيعي، عشق به تاريخ و گذشته ی ايران را به شکلی ساده‌ و زيبا با خواننده در ميان مي‌گذارد.


-منابع و مآخذ :


ـ براهنی، رضا. (1380). بحران رهبری نقد ادبی و رساله ی حافظ. گفتگو: ملک ابراهیم امیری چ 1. تهران: دریچه.
   ـ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا.(1378). سفرنامه باران، نقد و تحلیل و گزیده اشعار. به کوشش حبیب الله عباسی. چ 4 .تهران: روزگار.
ـ ---------------.  (1376). هزاره ی دوم آهوی کوهی. چ اول. تهران: کارنامه.
ـ عابدی، کامیار. (1381). در روشنی باران‌ها ـ تحلیل و بررسی شعرهای محمدرضا شفیعی‌کدکنی «م. سرشک
ـ صفا، ذبیح الله .(1363). حماسه‌سرایی در ایران. چ 6. تهران: امیرکبیر ». چ اول. تهران: نشر کتاب نادر.

سایت پیاده رو

شناخت و تحلیلی از شعر و شاعران ایران در سده بیستم میلادی

شناخت و تحلیلی از شعر و شاعران ایران در سده بیستم میلادی

مقدمه ای بر شعر فارسی در سده بیستم میلادی (کامیار عابدی،موسسه فرهنگی-هنری جهان کتاب،1394، 510 ص).

 

*این کتاب نوعی تاریخ نگاری و نقد شعر و شاعران ایران در سده بیستم میلادی به صورتی بسیار فشرده است.فهرست آن گویای محتوای کتاب خواهد بود:

پیش سخن(صص15-11)

بخش نخست:چشم اندازی سیاسی و اجتماعی از ایران(صص48-17).

مشتمل بر 7 فصل است.1.پس از حکومت صفوی،2.انقلاب مشروطه و افول پادشاهی قاجار،3.برآمدن رضاشاه،4.جنگ جهانی دوم و میدان تکاپوهای سیاسی،5.سقوط دولت ملی و پی آمدهای ایران،6.پیدایی انقلاب و حکومت دینی،7.پس از جنگ هشت ساله.

بخش دوم:تحلیلی تاریخی- جریان شناختی از شعر فارسی(صص182-49).

مشتمل بر 6 فصل و 26 زیرفصل (مبحث)است.

فصل1.شعر بازگشت،تکرار سنت ها:شعر وشاعران در دوره زند،شعر وشاعران در دوره قاجار.

فصل2.شعر مشروطه،انقلاب در مفهوم ها:جریان غالب در شعر،کوشش های نوآورانه در شعر،جریان های حاشیه ای شعر.

فصل3.شعر سنت گرا:پیمان با گذشته:شعر وشاعران در دوره رضاشاه، کوشش های نوآورانه در شعر.

فصل4.شعر نیمایوشیج،پیام عصرنو:نیما و موقعیت شعر نیمایی،جریان نوگرایی اعتدالی در شعر،نخستین شاعران نیمایی،گردهم آیی و نشریه های مرتبط با شعر،کوشش های نوآورانه دیگر در شعر،شعر و شاعران سنت گرا.

فصل5.شعر شاگردان نیمایوشیج،گسترش تخیل،غنای زبان:شاگردان مستقیم نیما در شعر،فروغ فرخزاد و شاعران زن،نسل دوم شاعران نیمایی،حرکت از شعر نیمایی به سوی شعر منثور،نشریه های مرتبط با شعر،پیوند شعر نو با جریان مبارزه علیه محمدرضاشاه،احیای سنت های ادبی در شعر،غزل نو.جریان تحلیل،بررسی و نقد شعر.

فصل6.شعر فارسی در چهارراه تردید:شعر نو از سیاست به مهاجرت،شعرنو از سیاست به فردیت،شکل گیری شعر انقلابی-دینی،شعرگویی برای کودکان و نوجوانان،جریان تحلیل،بررسی و نقد شعر.

بخش سوم:شناختی نمونه وار از شعر وشاعران(صص461-183).

دراین بخش ،به صورتی نمونه وار، کارنامه ادبی 25 شاعر،هریک در ذیل 3 قسمت «زندگی شاعر،نمونه شعر،تحلیلی از شعرها» شناسایی و بررسی شده است.این شاعران عبارتند از:ادیب الممالک فراهانی،اشرف الدین نسیم شمال،ایرج میرزا،عارف قزوینی،ملک الشعراءبهار،ابوالقاسم لاهوتی،فرخی یزدی، میرزاده عشقی،نیمایوشیج،پروین اعتصامی،سید محمد حسین شهریار،رهی معیری،گلچین گیلانی،مهدی حمیدی شیرازی،فریدون توللی،احمدشاملو،سیاوش کسرایی،فریدون توللی،سیمین بهبهانی،نصرت رحمانی،مهدی اخوان ثالث،سهراب سپهری،نادرنادرپور،منوچهر آتشی،فروغ فرخزاد.

*کتاب با حاصل سخن(469-463) و سه فهرست تفصیلی نام های کسان،کتاب ها و نشریه ها (صص508-471)پایان می پذیرد.

*صرف نظر از چند غلط چاپی،که شکل صحیح آن برای اغلب خوانندگان آشکارست، سهو در نام کوچک مخبرالسلطنه هدایت( مهدی قلی و نه نام کوچک جدش، رضاقلی، ص178) باید اصلاح شود.

+ کامیار عابدی ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٤

یک تک نگاری درباره تندر کیا

شورشگر بی آشتی (زندگی و شعر تندر کیا ، کامیار عابدی ،نشر ثالث ،1394، 248 ص).

 

*تک نگاری ام درباره عباس شمس الدین کیا مشهور به تندر کیا(1366-1288) ،شاعر ، و نظریه پرداز نامتعارف ادبی و فرهنگی ،که در تابستان 1392 تالیف آن به پایان رسیده بود،در آبان 1394 منتشر شد.

*فهرست بخش های شش گانه این کتاب از قرار زیر است:

پیش سخن(صص11-9).

بخش نخست:نگاهی به زندگی(صص39-13).

بخش دوم:تحلیلی از آثار (نخستین آثار، تیسفون، شاهین ها،نثم، فروزه، چیزک،افسانه نو،صص87-41).

بخش سوم:شناختی از آراء (از خودشناسی تا فرابشر، ایران و تاریخش، تندر و پدربزرگش، شعرفارسی در عصر کهن، شعر فارسی در عصر تجدد،حاصل سخن ،صص152-88).

بخش چهارم:نثرنویسی و واژه ورزی (فهرستی از کلمه های نو در آثار تندر همراه با برابر انگلیسی آن ها،صص164-153).

بخش پنجم:بازتاب آثار و آراء (از دهه 1310 تا دهه 1380،صص197-165).

بخش ششم:منتخبی از شاهین ها (در حد پذیرش روزگار ،صص238-199).

فهرست منابع و مآخذ (آثار تندر کیا،گفت وگوها ،آثار دیگران،صص 248-239).

*فهرست نام قلمزنانی که در بخش پنجم فشرده آراء و نظرهای آنان به ترتیب تاریخی  درباره آثار تندر کیا آمده است:

سعید نفیسی،ابراهیم خواجه نوری،لطفعلی صورتگر،ذبیح الله صفا، ربیع مشفق همدانی، صادق هدایت، علی دشتی، مهدی اخوان ثالث، جلال آل احمد،سیروس طاهباز،ناصر وثوقی،بیژن الهی،اسماعیل نوری علاء ،عبدالعلی دست غیب، یدالله رویایی،رضا براهنی، غلامعلی رعدی آذرخشی، مهدی فروغ،امیری فیروزکوهی،حمید زرین کوب،محمدرضا شفیعی کدکنی،پرویز داریوش،سیمین دانشور،فرامرز طالبی، محمد حقوقی،شمس لنگرودی،علی باباچاهی، بهاءالدین خرمشاهی،کامران سپهران،تقی پورنامداریان،مشیت علایی، داریوش اسدی کیارس،علی قنبری،غلامرضا صراف،سید مهدی زرقانی،طیبه طاووسی آرانی،سعید سلطانی طارمی،سعید حمیدیان،سیروس نیرو،قدمعلی سرامی،احمد بیرانوند،محسن صبا،فرشاد سنبل دل،تیمور علی محمدی.

*این سهوالقلم ها یا نادرستی های چاپی باید اصلاح شود:

ص22 ،س22 :دکترا__دکتری

ص79،س7 :1265__1256

ص120،س 10: محمد تقی_سید احمد

+ کامیار عابدی ; ٥:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٤

یادداشتی درباره گلی امامی

*گلی امامی ،گلی امامی ، گلی امامی (کامیار عابدی،کتاب هفته خبر ،س4،ش76،  11مهر 1394،ص45).

 

*گلی امامی از اواخر دهه 1340 به بعد به عنوان مدیر کتابخانه،مدیر کتابفروشی،مدیر نشر،کتابشناس،مشاور نشر، و البته مترجم آثار ادبی به خدمت فرهنگی مشغول بوده است.

*مجله کتاب هفته خبر (به سردبیری محمد ولی زاده )در اواخر تابستان 1394 به درستی در پی یادآوری بیش از نیم قرن تلاش فرهنگی گلی امامی به اهل ادب برآمد.در این ویژه نامه ،علاوه بر گفت وگویی تفصیلی با وی(به کوشش هوشیار انصاری فر) یادداشت هایی از چند تن از قلمزنا ن معاصر درباره وی گردآورده شده است:بهاءالدین خرمشاهی،سید فرید قاسمی،عابدی،هیوا مسیح ،احمد اکبر پور،سعیدبرآبادی، فرشید فرهمندنیا.

*من در یادداشت مختصر خود علاوه بر اشاره به پیشگامی گلی امامی در ترجمه ادبیات نوجوانان ،از دیگر ترجمه ها و نیر برخی جوانب تکاپوهای فرهنگی این چهره شناخته شده کشورمان یاد کرده ام.

+ کامیار عابدی ; ٢:٠٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ آبان ۱۳٩٤

شناخت و بررسی سروده ها و تحلیل های هوشنگ گلشیری از شعر

هوشنگ گلشیری : شاعر و تحلیلگر شعر (در پانزدهمین سال درگذشت او، جهان کتاب ،س20،ش316،شهریور 1394،صص14-10).

 

*هوشنگ گلشیری(1379-1316) با انتشارات شازده احتجاب (1347) به عنوان نویسنده ای نوآور و توانا تحسین شد.انتشار دیگر آثار داستانی او در سه دهه بعد ادامه یافت.

*با این همه،نبایداز یاد برد که او پیش از داستان نویسی به شعرگویی پرداخته بود.علاوه براین، تا پایان عمر  در کنار نقد داستان های معاصران ،به تحلیل شماری از شعرهای شاعران نوگرا هم توجه نشان داد.

*درمقاله بالا با گردآوردن بخش اعظم شعرهای او و با مطالعه تحلیل های او از شعر ،کوشش برآن بوده است تا این وجه کم تر شناخته شده از شخصیت ادبی او  بررسی شود.

*مقاله سه بخش دارد:«پیش سخن، گلشیری شاعر، گلشیری و تحلیلی شعر».پایان بخش مقاله« فهرست منابع و مآخذ» («شعرهای گلشیری، تحلیلی شعر به قلم گلشیری، آثار دیگران») است.

+ کامیار عابدی ; ٢:٤٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ مهر ۱۳٩٤

تحلیل و بررسی تاریخ ادبیات فارسی تالیف کارل هرمان اته

کارل هرمان اته :تاریخنگار ادب فارسی (کامیار عابدی ،فصلنامه نقد کتاب ادبیات،س1،ش1،بهار 1394،صص36-25).

 

*ازکارل هرمان اته(1917-1844) پژوهشگر و منتقد ادب فارسی رساله ای فشرده و بسیار سودمند در موضوع تاریخ ادبیات فارسی (ترجمه از آلمانی به قلم صادق رضازاده شفق تبریزی،1337) بر جای مانده است.

*این رساله در اوایل سده بیستم میلادی تالیف و منتشر شد.با این همه ،به سبب آگاهی های وسیع ادبی و فرهنگی مولف از یک سو ، و روشدانی وی از دیگر سو،تحقیق - نقد این ایرانشناس آلمانی با وجود فشردگی بسیار سودمند و خواندنی است.

*در مقاله بالا در ذیل چهار قسمت « زندگی و آثار،شناختی از اثر،تحلیل و بررسی اثر ،نمونه هایی از تحلیل های اته درباره شاعران» کوشیده ام جوانب مختلف این تالیف را واگویی کنم.

*مجله فصلنامه نقد کتاب ادبیات (از انتشارات موسسه خانه کتاب ) ادامه مجله های کتاب ماه ادبیات و فلسفه(1384-1376)  و کتاب ماه ادبیات (1393-1385)است.

*در نسخه چاپ شده مقاله بالا،بی اطلاع و موافقت مولف، تغییرهایی از نظر ویرایش انجام گرفته است.هنگام باز نشر مقاله، نسخه صحیح تر آن در دسترس خوانندگان قرار خواهد گرفت.

+ کامیار عابدی ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤

شناخت و تحلیلی از سروده های محمد علی سپانلو

م.ع.سپانلو و سروده هایش (بدرود با شاعری نوگرا در آستانه هفتاد و پنج سالگی، جهان کتاب،س20،ش 315-313،خرداد - مرداد 1394،صص9-5).

 

*محمد علی سپانلو (متولد آبان 1319) در اردی بهشت 1394 در زادگاهش،تهران، به سبب بیماری ریوی زندگی را بدرود گفت.

*آثار او را می توان به سه دسته عمده تقسیم کرد: دسته نخست ،دفترها ،مجموعه ها و منتخب های متعدد از سروده های اوست.دسته دوم از آثار سپانلو ،تحلیل ها ،بررسی ها ،برداشت ها و خاطره نگاری های ادبی و فرهنگی اوست.دسته سوم از آثار وی ترجمه هایی ست که وی،به مناسبت آشنایی با زبان فرانسوی،از ادبیات غربی به زبان فارسی انجام داده است.

*در مقاله بالا ،در آغاز با طرحی فشرده از «زندگی،شخصیت و آثار»او ،علاوه بر کتابشناسی به نسبت کاملی از همه آثارش،به تفصیل، سروده های وی از اواخر دهه 1330 تا نیمه نخست دهه 1390 شناخته و بررسی شده است.

*م.ع.سپانلو را می توان گوینده ای سرشناس ،کوشا و درخور ملاحظه از نسل دوم شاعران نیمایی ،با نگاهی انسانی - ایرانی ، و با شعرهایی هم متضمن سبک خاص  هم دارای فراز و فرودهای کلامی دانست.

*امیدوارم مقاله بالا نقد و بررسی منصفانه ای از سیر شعر و شاعری این شاعر میهن دوست باشد.البته،بررسی دیدگاه های او درباره شعر موکول به مقاله دیگری است.

+ کامیار عابدی ; ٢:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤

خشونت در شعر معاصر ایران

خنجر به گلوگاه (خشونت در شعر فارسی:دهه های 1350-1290،کامیار عابدی، نقد و بررسی کتاب تهران،ش46،بهار 1394،صص32-23).

 

*با توجه به غلبه آرمان های سیاسی و اجتماعی در دهه های 1350-1290،عجیب نیست که رگه هایی از خشونت در شعر فارسی این عصر یافت شود.

*در واقع، در عصری که میان نیکی و بدی،زیبایی و زشتی ، و ابلیس و قدیس تقسیم شده بود،از انسان/شاعر ایرانی انتظار نمی رفت که دومی را برگزیند.بی شک،در چنین دیدگاهی،خشونت به صورت پنهان یا پیدا،راهبر به وضعیت مناسب تر جلوه می کرد.گویی در آسیای وضعیت موجود (تلخ،غیرقابل تحمل) و  وضعیت موعود (شیرین، رویایی) ،نقد،مخالفت و خشونت ملازم و ناگزیر هم پنداشته می شود.

*در مقاله بالا،در حد توان مولف،با اشاره با نمونه های متعدد از دیوان ها/مجموعه شعرهای ده شاعرایران در دوره تجدد،این موضوع در زمینه تاریخی اش شناخته و بررسی شده است.

+ کامیار عابدی ; ۸:٢۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤

نوشته ها،گزارش ها و گفت وگو های کریم امامی درباره ادب و هنر در دهه 1340

کریم امامی:روایتگر ادب و هنر (کامیار عابدی،جهان کتاب،س20،ش2-1،فروردین اردی بهشت 1394،صص20-17).

 

*کریم امامی(1384-1309) به عنوان مترجم ،فرهنگ نگار، و صاحب نظر در رشته های ترجمه و نشر ،چهره ای ست بسیار شناخته شده.از او در این زمینه ها آثار متعدد و بسیار سودمندی در دست است.

*با این همه،نباید فراموش کرد که از او به عنوان روزنامه نگار و منتقد ادبی و هنری در روزنامه کیهان بین المللی/انگلیسی در سال های 1347-1341 نوشته ها ،گزارش ها و گفت وگو های مختلف و در خور توجهی به زبان انگلیسی منتشر شده است. شعر،داستان،هنرهای تجسمی،سینما و نمایش موضوع های عمده این دوره از تکاپوهای هنری اوست.

*این نوشته ها،گزارش ها و گفت وگوهای در سال 2014  در مجموعه ای کلان به کوشش همسرش(گلی امامی)،با ویرایش حورا یاوری، و با سه مقدمه اجمالی یا تفصیلی از احسان یارشاطر،شائول بخاش و عبدالحسین آذرنگ در نیویورک منتشر شده است:

Karim Emami on Modern Iranian Culture, Literature and Art

*در مقاله بالا کوشیده ام جوانب مختلف این کتاب ارزشمند را واگویی ،تحلیل و بررسی کنم.

ماخذ:وبلاگ استاددکتر کامیار عابدی

هتل های زیبای جهان

 

هتل اینفینیتی

هتل اینفینیتی

Merkez Mah. Ataturk Bulvari No:69 Antalya, 07980 Kemer, Turkey, منطقه کمر آنتالیا
 هتل اینفینیتی در مرکز کمر و با فاصله ۷۵۰ متر از دریا قرار دارد. این هتل دارای یک استخر روباز ، سونا اطلاعات بیشتر
هتل نویا وایت لیلیوم

هتل نویا وایت لیلیوم

Camyuva Mah. Aga Ceylan Cad. No:6 Kemer / Antalya / Turkey, منطقه کمر آنتالیا
 هتل نویا وایت لیلیوم در کمر قرار دارد ، این هتل دارای یک استخر روباز همراه با سرسره های آبی ، یک اس اطلاعات بیشتر
هتل آلکوگلر

هتل آلکوگلر

Ataturk Bulvari , 07980 Kemer,Turkey, منطقه کمر آنتالیا
 هتل آلکوگلر آنتالیا هتلی ۵ ستاره است که در کمر قرار دارد. این هتل دارای ساحل اختصاصی ، استخر ، کلوپ اطلاعات بیشتر
 

هتل های زیبای جهان

 

هتل اینفینیتی

هتل اینفینیتی

Merkez Mah. Ataturk Bulvari No:69 Antalya, 07980 Kemer, Turkey, منطقه کمر آنتالیا
 هتل اینفینیتی در مرکز کمر و با فاصله ۷۵۰ متر از دریا قرار دارد. این هتل دارای یک استخر روباز ، سونا اطلاعات بیشتر
هتل نویا وایت لیلیوم

هتل نویا وایت لیلیوم

Camyuva Mah. Aga Ceylan Cad. No:6 Kemer / Antalya / Turkey, منطقه کمر آنتالیا
 هتل نویا وایت لیلیوم در کمر قرار دارد ، این هتل دارای یک استخر روباز همراه با سرسره های آبی ، یک اس اطلاعات بیشتر
هتل آلکوگلر

هتل آلکوگلر

Ataturk Bulvari , 07980 Kemer, Turkey, منطقه کمر آنتالیا
 هتل آلکوگلر آنتالیا هتلی ۵ ستاره است که در کمر قرار دارد. این هتل دارای ساحل اختصاصی ، استخر ، کلوپ اطلاعات بیشتر
هتل آیکون

 

«پرستنده¬ی   آتشِ   زردهُشت         همی رفت با باژ و برسم به مشت

برسم چیست؟ روزی به این بیت فردوسی رسیدم

«پرستنده­ی   آتشِ   زردهُشت         همی رفت با باژ و برسم به مشت

درتلفظ (برسم )واینکه برسم چیست ؟به تکاپوافتادم ولازم دیدم این مطلب را برای خوانندگان ادبیات نیز بازگوکنم بنابر این نوشته زیر در توضیح وتفسیر بیت فردوسی بزرگ به تفصیل آورده میشود

بَرسَم چیست؟

بَرسَم بر وزن مَرهَم ،شاخه ی باریک بی گره می باشد به مقدار یک وجب که آن را از درخت هوم ببرند ،وآن درختی است شبیه به درخت گز و اگر هوم نباشد درخت گز و یا درخت انار، و رسم بریدن آن چنان است که اولین کاردی که دسته آن هم آهنی باشد و آن را برسم چین خوانند ؛ پادیاوی کنند یعنی پاکیزه بشویند وآب کشند ، پس زمزم نمایند یعنی دعائی که درخت عبادت آتش و بدان شستن و چیزی خوردن می خوانند ، بخوانند و برسم را با برسم چین ببرند . پس برسم دان را نیز آب بکشند و آن ظرفی باشد مانند قلمدان و آن را از طلا و نقره و امثال آن سازند ، و برسم ها را اندرون آن گذارند و هرگاه خواهند بدن را بشویند یا چیزی بخورند یا عبادتی کنند یا نسکی از نسک های زند یعنی بخشی از بخش های کتاب زند را بخوانند چند عدد از آن برسم که به جهت آن کار و آن فعل معین است بدست گیرند ،چنانچه به جهت خواندن نسک  وندیداد که یکی از نسک های مشهور است سی و پنج برسم به دست گیرند ،و به جهت نسک یشت بیست وچهار برسم و هنگام شستن بدن و چیزی خوردن و عبادت کردن پنج برسم و چون یک بار نسک وندیداد خوانده می شود آن برسم ها باطل گردد ،و از جهت نسک های دیگر و افعالی که گفته شد ،اختیار دار و مجاز هستند با همان برسم ها عمل کنند و خواهند برسم تازه به دست گیرند و از شرایط برسم به دست گرفتن ؛ شستن بدن وجامه ی پاک پوشیدن است .

ادامه نوشته

پژوهشگران برتر استان گیلان درسال1394

پژوهشگران برتر دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان تقدیر شدند

» سرویس: علمي و فناوري - علم و فناوري ايران

رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت از تصویب ۱۴طرح دانش بنیان در این واحد خبر داد.

 

به گزارش خبرنگار پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه گیلان، دکتر علیرضا امیر تیموری در مراسم تجلیل از پژوهشگران برتر دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان ضمن تبریک فرا رسیدن ماه ربیع الاول و ارائه گزارش فعالیت های پژوهشی دانشگاه ازاد اسلامی استان گیلان، اظهار کرد: هم اکنون 48 هزار و 846 دانشجو در مقاطع مختلف در مراکز و واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان مشغول به تحصیل هستند.

 

وی با اشاره به راه اندازی مرکز رشد در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی رشت و لاهیجان گفت: مرکز رشد دیگری نیز به زودی در واحد بندرانزلی راه اندازی می شود.

 

امیرتیموری تعداد اعضای هیات علمی در واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان را 875 نفر عنوان و اضافه کرد: 40 درصد از این تعداد استادیار به بالا هستند.

 

وی از فعالیت ۸۰۰ نفر عضو هیأت علمی در این دانشگاه خبر داد و گفت:دانشگاه آزاد اسلامی ۱۴طرح دانش بنیان مصوب دارد.

 

دبیر هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان با تاکید بر اینکه دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای رشت و لاهیجان ۲۳ رشته دکتری دارند، اضافه کرد: باید اعضای هیأت علمی با عزمی مضاعف در حوزه پژوهش کار کنند.

 

به گزارش ایسنا در این مراسم که به مناسبت فرارسیدن هفته پژوهش برگزار شد، از 20 پژوهشگر برتر شامل یک نفر پژوهشگر کشوری، شش نفر از پژوهشگران استانی و 13 نفر از پژوهشگران برتر واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان تجلیل شد.

پژوهشگران برتر در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا به ترتیب  عبارتند از:

1-دکتراحمدرضانظری چروده پژوهشگر برتر درگروه علوم انسانی

2- دکتراورنگ استقامت پژوهشگربرتردرگروه علوم دامی

3- دکترعلی واحدی پژوهشگر برتردرگروه کشاورزی

پانل  هیات ژوری درآمفی تئاتر واحد رشت مرکب از ریاست دانشگاه رشت جناب دکتر امیرتیموری و خانم دکتر آزاد خلیلی موسوی ریاست واحد آستاراو معاونان پژوهشی دانشگاه آزاد ودانشگاه آزادرشت  ازپژوهشگران برتر تقدیر به عمل آوردند وهدایای به پژوهشگران اهدا فرمودند..

در تب و تاب رفتنم /به فکر راهی شدنم //اردلان سرفراز


ترانه سرا:اردلان سرفراز

در تب و تاب رفتنم /به فکر راهی شدنم

تو ای همیشه همسفر / مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس / به هرکس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس / هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس / همیشه تنها بنویس

به آب و خاک، آتش و باد / برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو

میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو

نفس اگر امان نداد / رو‍ی خوشی نشان نداد

رفت و دوباره برنگشت/ مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش / نامه رسان من تو باش

حافظه ی تبار من / نام و نشان من تو باش

بگو حکایت مرا / قصه ی هجرت مرا

توشه ای از غزل ببخش/ راه زیارت مرا

تو جان من باش و بگو / جانان من باش و بگو

به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو

نفس اگر توان نداد / مرا دوباره جان نداد

به این همیشه ناتمام/ زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو / زبان من باش و بگو

بر سر گلدسته عشق / اذان من باش و بگو

بگو که مثل من کسی / به پای عشق سر نداد

از آن سوی آبی آب / خبر نشد خبر نداد

تو جان من باش و بگو…
این ترانه را فرید زولاند براش  آهنگ ساخته و خوانندگان بسیاری به آواز خوانده اند شعرش فوق العاده است
تقدیم خوانندگان وبم.
 

 

شب یلدا

شب یلدا

شب یلدا درازترین شب سال است که در پایان پاییز می آید و زمستان را آغاز می کند و به شب چله نیز نامزد است. در این شب نمادین ایرانیان از زمانی دور به بیداری دور هم می نشینند تا ایزد مهر را در نبرد با دیو تاریکی یاری رسانند.

ریشه یلدا و سنت دیرینه ی آن بر می گردد به آئین مهر پرستی آریائیهای هند و ایرانی که تا پیش از ظهور دین زرتشت در ایران زمین رواج داشته است.از اینرو برای ریشه یابی آئین یلدا باید به دورانی بسیار کهن رجوع کرد که غیر از نجد ایران در بخش های وسیعی از سرزمین های اروپا را نیز در بر می گرفته است. ج.م.رابرتسون محقق انگلیسی در این ارتباط می گوید: دین مهر دینی است که نقش جدی در تاریخ پرورش دین مسیحیت داشته داست. کمی جستجو آشکار می کند که این دین کهن در دوران چند سده در امپراطوری روم گسترده ترین دستگاه دینی بوده است.

در داستان رستم و اسفندیار شاهنامه فردوسی

 

 یکی از انگیزه های دشمن ورزی گشتاسب با رستم بر سر نگرویدن وی به دین نوظهور بهی است. از اینرو اسفندیار پهلوان و مروج جنگ آور آن دین را به زعم خودشان برای گوشمالی رستم سرافراز و نام آور به سرزمین زابل گسیل می دارد و آنچه بعد از آن کار نابخردانه روی می دهد چیزی غیر از مرگ و خانه خرابی به بار نمی آورد.

مهر، در باور گذشته ی ایران و هند ایزد بزرگی بوده که نگهبانی از پیمان و دوستی را به عهده داشته است. در کهن ترین سندی که نام مهر در آن ثبت شده است انواع لوح های گلینی است متعلق به 1400 سال پیش از میلاد مسیح که در یکی از این الواح از میترا خدای بزرگ برای نگهبانی از پیمانی بین دوگروه از مردم یاری خواسته شده است.

درباره ی زاده شدن مهر اسطوره های مختلفی ثبت و ضبط شده است. لیکن آنچه که به مراسم شب یلدا نسبت می دهند زاده شدنی است که پس از نبردی دیر باز با دیو تاریکی و سرما چشم ها به دیدار روشنی بخش و گرما زای مهر روشن می گردد.مهر در سنت دینی زرتشت در ردة پایین تر از اورمزد  قرار می گیرد و آفریدة او محسوب می شود تا از آفرینش او در برابر هجوم اهریمن و دیوان پاسداری کند. مهر خدای پیمان است و پیمان ها و نظم و راستی را نگهبانی می کند. از خویشکاری او نظارت بر پیمان هاست، حتی پیمان میان اورمزد و اهریمن که پیمان آفرینش است و همچنین پیمان میان آدمیان مانند پیمان میان زن و مرد یا پیمان میان دو کشور. او با هرکه پیمان را بشکند دشمنی می کند و در این صورت است که به خدای جنگ مبدل می شود. از اینرو سپاهیان ایران باستان پیش از رفتن به جنگ با کشورهای دشمن بر بالای اسب هایشان به درگاه مهر نیایش می کردند.

فروغ مهر پیش از بالا آمدن خورشید ظاهر می گردد و همراه او از شرق تا غرب را می پیماید و بر پیمان ها نظارت می کند و برای بهتر انجام دادن چنین وظیفه ای صفت خدای همیشه بیدار را دارد. از طرفی او دارنده ی دشت های فراخ است و هزار گوش و ده هزار چشم دارد و بازوانی بلند و توانا که می تواند به سوی همه جهان دراز شوند. او پهنای هستی و مردمان را زیر نظر دارد تا کسی پیمان نشکند. جای او بر بالای کوه البرز است. بر تن زرهی زرین، بر دوش سپری سیمین و در دست گرزی گران دارد. بر گردونه ی مینویی ستاره نشانی با چهار اسب سفید نامیرا که نعل های زرین و سیمین دارند و ساخته ی سپند مینو هستند سوار می شود. در این گردونه نه هزار تیر و هزار نیزه و هزار تبر زین پولادین است. به هنگام حرکت گردونه، ایزد بهرام پیشاپیش او به صورت گرازی گام بر می دارد. او همچنین در داوری انجامین روان ها در پای پل چینود همراه با ایزد سروش و ایزد رشن شرکت دارد و بر قضاوت ها نظارت می کند.

مهر، نقش بسیار مهمی در آیین های دینی داشته است. بازمانده ای از آن ها جشن مهرگان است که در روز مهر (شانزدهمین روز ماه ) از ماه مهر برگزار می شود و در گاهشماری ایران باستان قرینه ی نوروز است و اهمیتی همپای آن دارد. نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر به تعبیری برای این است که نظارت نیمه ی دوم ماه بر عهده ی او گذاشته شده است. در سنت ها، آئین های شب چله (یلدا) را با آئین های مربوط به مهر ارتباط می دهند.

مهر پرستی رومی یا میترائیسم شباهت ها و تفاوت های در خور توجهی با پرستش مهر در ایران دارد. از میترائیسم در روم و کشورهای همجوار آن فقط نقش برجسته هایی باقی مانده است، ولی در ایران از طریق متن ها مهر را می توان شناخت. بنا بر نقش برجسته های به دست آمده در کشورهای غربی، مهر به صورت کودک از صخره زاده می شود با دشنه ای که روزی با آن گاو نر را می کُشد و با مشعل آتشی که نماد نوری است که با او به جهان می آید. اثری از این اسطوره در زیر ساخت پیکرة فردوسی که به وسیلۀ استاد ابوالحسن صدیقی در سال 1338 ساخته شده در میدان فردوسی تهران به یادگار گذاشته شده است.

آئین مهر که پیش از ظهور مسیحیت به اروپا راه یافته بوده است بر پایه نیکویی و مردم پسندی در قرن چهارم میلادی توسط پیشوایان آن دین، زاد روز مهر (شب یلدا) با کمی اختلاف (25 دسامبر) روز تولد عیسی مسیح قرار داده شده است تا مسیحیان جهان به برکت آن روزها با شب زنده داری در شادی و خشنودی با ایرانیان همراه و همدل باشند.

                                  

غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جان

غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جان

خدا رحـمش بیاید بر مخاطب هات بانــو جان

نگاهت  منتقدها  را  حسابـی  بـی زبان  کرده

و شاعرهای سر در گم که در شب هات بانو جان

غنایی راه رفتن ها؛حماسی عشوه کردن ها

چه می چسبد برای ما  مجرب هات بانو جان

تبــم  تند است و هذیانم مفاعیلن مفاعیلن

دعا کن قسمتم باشد تو و تب هات بانو جان

*

رسیدم روی این بیتی که عمرش یازده قرن است

و می پرسم  به شکلی که مودب هات بانو جان:

تو  مرصاد العبـادی  یا  فـروغ کشف الاسراری

که رندی می گذارد سر به مکتب هات بانو جان؟

تو لامذهب ترین شعری که خیییییلی دوستش دارم

به می سجاده رنگیـن شد و  شد لب هات بانو جان

 

کمیل ایزد جو

شعری ازحسین غلامی خواه

: حسین غلامی خواه

ندانستند چرا

كمی آنورتر از جسدم

شقایقی به رنگ گونه هایت پیدا كرده بودند

و انتهای گندمزاری

كه ساقه های گندمش در باد

برای ابروانت قافیه میساخت

درختی كه نكاشته بودند

انارهایی داده بود شبیه ...

تو ولی میدانستی

میدانستی

كه مورچه ها میان ضمیر ناخود آگاهم 

پرسه زده اند 

با تلخی خاطراتم 

مست كرده اند 

و مسیر لانه شان را اشتباهی رفته اند

برایت نوشته بودم كه 

روزی مورچه ها

در تنم رخنه می كنند و 

تو را برای زمستانشان ذخیره می كنند.

شعر زیبای اکبر عسگری شوشتری

وقتی که می باریدابردیده نم نم
برروی گلهابوسه زدلبهای شبنم
اردیبهشت عمرمن این ماه شادی
وقتی نباشی میشوداردی جهنم
طعم ستاره میشودآیینه مهر
وقتی به شب بشکفته شده مهتاب مریم
رفتی وبی توای نسیم صبح باران
اندوه میباردزچشمم شب دمادم
زخمی که ازتیرغمت بردل نشسته
درمان نمیگردد دگرباهیچ مرهم
پهلوی سهرابم دریغا پاره شد آه
با خنجر نادانی دستان رستم 
اکبرعسکری

احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه مجنونیِ این دل را ، آغاز کنم ؟ یا نه

بــــ*اران
 
احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه
مجنونیِ این دل را ، آغاز کنم ؟ یا نه

با یک نظر از چَشمت، مهرَت به دلم افتاد
ارباب دلم هستی ؟ در باز کنم ؟ یا نه

از شوق تو در شعرم طناز ترین هستم
در شعر برای تو ، کم ناز کنم ؟ یا نه ...

دلبر تو اگر باشی ، شاعر تَرَم از سعدی
با وصف تو در شعرَم، اعجاز کنم ؟ یا نه

بی عشق اگر باشم ، گمنام ترین هستم
با عشقِ تو نامم را ، احراز کنم ؟ یا نه

پروانه ام و شمعی ، در خوابِ خوشی هستم
بیدار شوم آیا ؟ پرواز کنم ؟ یا نه

در بازیِ چشمِ تو ، تسلیم ترین شاهم
در بندِ رُخَت خود را ، سرباز کنم ؟ یا نه

باید چه کنم با دل؟ در مکتب عشق تو...
با عاشقی ام دل را ، ممتاز کنم ؟ یا نه

تکلیف بگو با من ، چَشمانِ سیاهَت را
با این دلِ بی همدم ، همراز کنم؟ یا نه

حالا که پر از شورَم ، آهنگِ دلِ خود را
همگامِ تو در پردهٔ شهناز کنم ؟ یا نه
.
عاشق شده ام شاید ، از طرزِ نگاهِ تو
احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه..

ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ و ﻣﻦ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻓﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﺸﻮﻡ

ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ و ﻣﻦ
ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻓﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ
ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻣﻦ
ﻧﺸﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﻨﻢ
ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﻧﻢ
ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﮐﻢ ﺣﻮﺍﺱ
ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻣﻦ
ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ فدایت میشوم...

مهدی فرجی

ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان!

عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان!
من میهمان دارم مبادا خاک برخیزد

حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان!
اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!

هی روی پیشانی نیا با شیطنت، مو جان!
وقتی تو می آیی در و دیوار می رقصند

انگار چیزی خورده باشد خانه بانو جان
عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم

این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان

در چشم هایت شیشه ی عمر مرا داری

وقتی که می بندیش دیگر مُرده ام… کو جان؟
کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کُشتی

گیرم که روزی بازگردی نوش دارو جان!

ادامه نوشته